السيد محمد حسين الطهراني
37
معاد شناسى (فارسى)
نيستيد مانند ستون محكمى كه در صولت و شدّت به دو پناه برند ، و نه مانند پايههاى عزّت و شرف كه بدانها دستاويز شوند . سوگند به خدا كه براى آتش جنگ ، بد آتشگيرانههائى هستيد ؛ مورد كيد و حيله واقع ميشويد ولى خود براى دشمن حيلهاى نمىانديشيد . و پيوسته از بزرگانِ شما كم ميشوند و كشته ميشوند و ابداً تحاشى و باكى نداريد . و دشمن در غيبت شما نخوابيده است و بيدار و در كمين است و شما در سكرات غفلت فرو رفتهايد . مرد جنگ كسى است كه بيدار است ؛ كسى كه غفلت ورزد دستخوش بوار و هلاكت خواهد شد ، و كسى كه با دشمن بسازد و مصالحه كند گرفتار ذلّت و زبونى خواهد گشت . و افرادى كه يكديگر را تنها گذارند و با هم تعاون و كمك نكنند مغلوب ميشوند ؛ و مغلوب ، مقهور و مسلوب ميگردد . ( يعنى مورد قهر و سطوت دشمن قرار ميگيرد و جان و مال و عِرض و ناموس او در معرض تعدّى و تجاوز واقع ميگردد . ) - تا آخر حديث . » اين خطبه را سيّد رضىّ رحمة الله عليه در « نهج البلاغة » با اختلاف الفاظ آورده است و از جمله ، جملهء مَا أَنْتُمْ إلَّا أُسُودُ الشَّرَى فِى الدَّعَةِ را به جملهء مَا أَنْتُمْ إلَّا كَإبِلٍ ضَلَّ رُعَاتُهَا ، فَكُلَّمَا جُمِعَتْ مِنْ جَانِبٍ انْتَشَرَتْ مِنْ ءَاخَرَ تبديل نموده است . يعنى نيستيد شما مردم مگر مانند گلّههاى شترى كه ساربانانش گم شدهاند و آنها در بيابان متفرّق و پراكنده شده و از هر طرف جمع شوند از طرف ديگر پراكنده ميشوند .